مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

282

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

دوم - معاويه به خودش مىباليد كه مردم و به ويژه قريش را از همه بهتر مىشناسد ، آيا مىتوان تصور كرد كه پسرش ، يزيد ، را با اين ميزان نزديكى ، از جنبه‌هاى روحى ، انگيزه‌هاى حاكم بر او و تمايلات سركش وى و چگونگى ديدگاه او در كارها و روش حل مشكلات ؛ و بلكه كينه و دشمنى وى ، به ويژه ، نسبت به امام حسين عليه السلام نشناسد . آيا معاويه همان كسى نيست كه در نامه‌اى به امام حسين عليه السلام مىگويد : اما اى برادرزاده ، پنداشته‌ام كه انديشه‌اى بد در سر دارى ؛ خدا كند كه اين در روزگار من باشد تا قدر تو را بشناسم و از آن درگذرم . اما به خدا سوگند ، بيم آن دارم ، گرفتار كسى شوى كه به اندازه سرسوزنى مراعاتت را نكند . . . « 1 » آيا مرادش يزيد نبود ؟ از اين رو ، نخستين نتيجه عملى پافشارى معاويه بر جانشينى يزيد ، قتل امام حسين عليه السلام با علم به اين موضوع از سوى او بود ؛ و اين امر با تلاش‌هاى بازدارنده و نيز تشويق‌هايى كه از يزيد مىخواست تا با امام مدارا كند و اگر بر او پيروز شد از وى درگذرد ، منافات ندارد . دستاورد پافشارى معاويه بر جانشينى يزيد اين بود كه او كه بنيان حكومت اموى را بنا نهاد ، نخستين كسى بود كه با تعيين يزيد به جانشينى خود ، كلنگ نابودى آن را نيز زد . بنابر اين حق دارد كه بگويد : اگر علاقه به يزيد نبود ، راه هدايت خويش را در مىيافتم و مقصد خويش را مىشناختم ! شخصيت يزيد بن معاويه يزيد بن معاويه در سال 25 يا 26 هجرى در كاخ امارت پر ناز و نعمت و بنده و خدمتكار شام به دنيا آمد . او در فضايى مسيحى و بسيار دور از عرف اسلامى نشو و نما يافت . گرچه اين امر در نظر نخست خواننده را تا به سرحد انكار موضوع به شگفتى وامىدارد . ولى هنگامى كه بدانيم نسب يزيد از سوى مادر به بنى كلاب مىرسد ، جاى انكار باقى نمىماند . اين قبيله پيش از اسلام كيش مسيحيت داشت ؛ و اين يكى از

--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 327 .